رقابت بر سر کتاب

حضرت آقا یک مرتبه فرمودند”من اگر بدانم هر روز یک ساعت باید حرف بزنم و نتیجه اش این باشد که مردم کتابخوان بشوند، حاضرم روزی یک ساعت و نیم حرف بزنم”.

این صحبت آقا شاید باعث بشود از خودمان بپرسیم که برای کتاب خواندن باید چه کنیم؟ راستی کتابخونه دارید؟ اگر کتابخانه هست کتاب خوانده می شود؟ تا به حال به این مسئله فکر کرده اید که گاها کتاب های زیادی در دسترس ما هست اما اصلا خونده نمی شوند؟ آیا راه حلی دارید برای ساماندهی این کتاب ها؟ مهمتر اینکه چی کار کنیم تا خونده بشوند؟

در آستانه هفته کتاب و کتابخوانی، به سراغ کتابخانه شهید خرازی تهران می رویم که ایده جالبی رو برای راه اندازی کتابخانه و مهمتر از اون خواندن کتاب انجام دادن. ایده رقابت. داستان رقابت را از زبان یکی از بچه های این کتابخانه دنبال می کنیم.مطمئن باشید شما هم می تونین امتحان کنید:

راه‌اندازی کتابخانه

خلاصه ماجرا این که یه تعدادی از جوون های محل که دلشون برای کارهای فرهنگی می‌تپید عزم ایجاد یک کتابخونه رو کردن و با نرم‌افزار ساده‌ای که برای این کار نوشته شده بود کتاب‌های بی‌استفاده مسجد رو سازماندهی کردن. فراز و نشیب‌هاشون زیاد بود، از درگیری با رقبای مدعی گرفته تا سر و کله زدن با منابع ثروت(حاملان بودجه). نتیجه‌ تلاش هاشون این شد که یه محیطی ایجاد بشه برای بروز خلاقیت‌هاشون.

راه‌های رفته

بعد از اینکه کتابخونه یه‌کم جون گرفت به جذب مخاطب فکر کردن و به اونجایی رسیدن که همین الان شهرداری و سایر متولیان کتابخانه‌ها درش قرار دارند. متوجه شدن که کتاب هست ولی کسی نمی‌خونه. باید بهشون حق بدیم که مثل شهرداری و سایر متولیان کتابخانه‌ها در اون مقطع زمانی راهی که به ذهنشون رسید برگزاری مسابقه کتاب‌خوانی بود. مسابقه از روی یک کتاب، برای همه و با جایزه‌ای مثل رب، نیم، تمام سکه‌ی بهار آزادی. این راه رو رفتن و چند تا از این مسابقه‌ها برگزار کردن و اون نتیجه‌ای رو دیدن که همه‌ افرادی که قبلا این راه رو رفتن.

قول و قرارهای جدید

به فکر راه حل جدیدی افتادن. رفتن سراغ بچه‌ها(کوچولوها هنوز وقت دارن کتاب بخونن) و یه فکری به حال اونها کردن. بچه‌ها حاضر بودن با هزینه خیلی کم و رو حساب رو کم‌کنی (رقابت) با هم کتاب بخونن. بنا براین شد که از روی کتاب‌ها سوال طراحی کنن. مسابقه این طور بود که بچه‌ها کتاب‌شون رو انتخاب می‌کردن و ما هم یه ورق سوال به همراه کتاب بهشون می‌دادیم. می‌رفتن خونه از روی کتاب به سوال‌ها جواب می‌دادن؛ البته قرارمون این بود که کتاب رو بخونن نه اینکه فقط به سوال‌ها جواب بدن. هر کی از روی کتاب سوال در آورده بود، خودش باید جواب‌های بچه‌ها رو تصحیح می‌کرد و این طوری امتیاز بچه‌ها زیاد می‌شد. کم‌کم قضیه پا گرفت و کتاب‌های سوال‌دار زیاد شد و بچه‌ها استقبال کردن و برنامه بهتر شد.

برای بچه ها پول چاپ می کردیم

مسابقه نقاشی و کاردستی هم راه انداختیم، حتی شعر و داستان و تا حالا کلی هم استعداد کشف کردیم. هر سال تابستون؛ از ۱۳۸۵ تا حالا البته الان به فعالی گذشته نیست ولی هنوز هم رقابت زنده‌است. برای تبلیغ و جذب بچه‌ها خیلی کارها می‌کردیم، براشون نامه فرستادیم دم در خونه. براشون هر سال کارنامه چاپ کردیم. حتی براشون پول کتابخانه شهید خرازی چاپ کردیم و با فروشگاه‌های نزدیک قرار داد بستیم.

500

نرم افزاری که می توانید با آن کتابخانه داشته باشید

اون موقع برای بچه‌ها از توی فایل ورد پرینت می‌کردیم، الان یه نرم‌افزار برای مدیریت این کارها نوشته شده که هم می‌تونید باهاش کتابخونه داشته باشید و کتاب امانت بدید و هم می‌تونید بچه‌ها رو به راه بیارید. البته اگر خودتون کتاب‌خون نیستید اول یه فکری به حال خودتون بکنید بعد با ما تماس بگیرد. اگر شما بخواید رقابت راه بندازید، می‌تونید از کتاب‌هایی که ما ازشون سوال طراحی کردیم(فکر کنم ۶۰۰ تایی باشه)، استفاده کنید یا اون کاردستی‌هایی که ما مراحل درست کردنش رو نوشتیم بدید به بچه‌ها درست کنن.

پیشنهاد ما به شمای علاقمند

نیت کنید که این طرح رو یه جایی اجرا کنید، یا حداقل به یکی معرفی کنیدش. می‌گن خدا نیت‌های خوب رو هم قبول می‌کنه. اگر همچین فکری به سرتون زد، پاسخ به این سوال‌ها می‌تونه نیت خیرتون رو روشن‌تر کنه:

این سوالات رو حتما از خودتان بپرسید

چقدر حاضرید نشستن دیگران و حرص و جوش خوردن خودتون رو تحمل کنید؟

روابط عمومی‌تون در حدی هست که بتونید، نهادی رو برای تامین مالی جور کنید؟

کتابخونه دارید یا می‌خواید راه بندازید؟

اگر بخواید می‌تونید از نرم‌افزار کتابخانه فقط به عنوان یک برنامه کتابداری ساده استفاده کنید.

مخاطب‌تون در چه رده‌ سنی هست؟

این طرح برای بچه‌های قبل از دبیرستان خوب جواب می‌ده. البته در کتابخونه ما ‌خانم‌های سنین اوایل دبیرستان هم شرکت می‌کردند.

جا دارید؟ کامپیوتر و پرینتر چطور؟ بدون این‌ها یه‌کم سخته.

پیرانه پندهای رقابتی ها

سعی کنید از کتاب‌ها جوری سوال طراحی کنید که جوابش هیچ جایی از کتاب نوشته نشده باشه. مثلا نپرسید: «فلانی، اونجا چی گفت؟» چون بچه‌ها در مدرسه یاد گرفتن که جواب سوال‌ها رو با پرانتز و شماره در کتاب علامت بزنن. ما سعی کردیم با انتخاب تصادفی سوال‌ها از مجموعه سوال‌هایی که برای هر کتاب داشتیم، این مشکل رو یه مقدار کم‌رنگ کنیم.

سعی کنید دیگران رو با خودتون همراه کنید. برنامه طوری تهیه شده که بچه‌ها خودشون می‌تونن پای کامپیوتر بشینن و به هم کتاب بدن. همین خودش عامل تشویق‌شون می‌شه و بچه‌ها کلی حال می‌کنن که اپراتور شدن. حتی داشتیم بچه‌هایی رو که مادرهاشون برامون سوال طراحی می‌کردند.

بدون نظر

پاسخی بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

با ما در تماس باشید

توجه داشته باشید که جهت ارسال پیام به بخش‌های مورد نظر همراه با ضمیمه می‌توانید از فرم تماس با ما استفاده نمائید.


پل های ارتباطی:
۰۲۵۳۲۹۱۷۹۴۸ – ۰۳۱۵۵۵۷۱۰۹۵     
masjedideas[at]gmail[dot]com     
کانال تلگرام

ارسال کردن

کاری از "اتاق ایده پردازی فام"

با شناسه کاربری خود وارد شوید

یا    

مشخصات خود را فراموش کرده اید؟