باید متدین آگاه داشته باشیم

با اینکه سیاسی نبود و دلش هم نمی خواست در سیاست دخالت کند، ولی آن زمان به دلیل ترس و وحشتی که وجود داشت، هیچ عالمی مرحوم نواب و فدائیان اسلام را به مسجد خود راه نمی داد؛ تنها کسی که اینها را راه می داد، مرحوم برهان بود. مسجد لرزاده پایگاه فدائیان اسلام شده بود. شب های شنبه در مسجد لرزاده غوغا بود؛ سخنرانی داشتند.

در آستانه شهادت نواب صفوی و یاران ایشان، گریزی خواهیم داشت به ایده های مرحوم آیت الله برهان که بنای یک دارالتبلیغ بزرگ اسلامی را در مسجد دایر کرد و نیروهایی گرانقدر و انقلابی به اسلام اهدا نمود:

ایده ها

مسجد و اصالت اسلامی ایرانی
رضاخان مسجدها را ویران کرده بود، ولی شیخ علی اکبر برهان در یکی از مناطق غیرفرهنگی آن روز تهران، یعنی خیابان خراسان که در آن زمان زمین های کشاورزی منطقه دولاب آن را دربرگرفته بود، سنگ بنای یکی از مسجدهای موثر و ماندگار پایتخت یعنی مسجد لرزاده را بر زمین نهاد.

آنها مدارس علمیه را تعطیل کردند و عمامه از سر علما برداشتند؛ اما مرحوم برهان دو مدرسه علمیه یکی در مسجد لرزاده و دیگری در حرم حضرت عبدالعظیم راه اندازی کرد. در آن زمان که کودکان و نوجوانان ما در مدارس جدید با روشی که مطلوب سلطنت پهلوی بود، آموزش می دیدند، آیت الله برهان دبستان و دبیرستان های دخترانه و پسرانه ای احداث کرد تا فرزندان این مرز و بوم با اصالت اسلامی ایرانی خویش آشنا و بر این اساس تربیت شوند.

احداث مسجد در زمین خالی خانه
مرحوم آقای برهان که تازه از نجف آمده بود، گاهی بر اسب سوار می شد و برای وعظ و خطابه و منبر، به محله های گوناگون رفت و آمد می کرد. مدتی گذشت تا اینکه پدرم، زمین خالی کنار منزل را برای احداث مسجد، در اختیار آیت الله برهان گذاشت و پس از چندی، کلنگ احداث مسجد، توسط خود ایشان در آن مکان به زمین خورد. آن مسجد بسیار کوچک بود و بعدها بر وسعت آن افزوده شد.

بنای مسجد با پول طیب و طاهر
وقتی وارد مسجد لرزاده می شویم، احساس معنوی خاصی به انسان دست می دهد. علت عمده آن هم چیزی جز اخلاص و پاکی نیت بانیان آن نمی تواند باشد. آن طور که فهمیدم، پول هایی که برای ساخت مسجد هزینه می شد، همه پول هایی پاک و خمس و زکات داده و از راه حلال به دست آمده بود. آن طور که قدیمی ها، همچون حاج حسن ناظم نقل می کردند، مرحوم برهان تاکید داشت که حتی المقدور سعی کنید پول هایی که برای تک تک آجرهای اینجا هزینه می کنید، همه از پول طیب و طاهر باشد.

راه اندازی حوزه علمیه در داخل و مجاورت مسجد و کسب معارف دینی
مسجد لرزاده کانون تبلیغات و مرکز پخش حقایق و معارف اسلامی بود. همه روزه صبح ها و شب ها بعد از ادای فریضه و تبلیغات دینی، دارالعلم و مَدرسی بود که دروس سطح عالی فقه و اصول را برای چندنفر از فضلای معاصر می گفت و بعد از آن، قیام به قضای حوائج مومنان و رسیدگی به مسائل فرهنگی و اخلاقی دانش آموزان مدرسه برهانیه می کرد.

سفرهای تربیتی با طلبه های مسجد
آیت الله برهان سفرهایی را با طلبه ها به دماوند و فشم می رفتند و این سفرها خیلی تأثیرگذار بود. از جمله تأثیرات این سفرها این بود که باعث نزدیک شدن روابط طلاب با یکدیگر و همچنین با استادان می شد و این موضوع باعث می شد که براحتی مشکلات خود را برای یکدیگر بازگو کنند و این ها برای ما درس بود. این سفرها فقط برای تفریح نبود؛ بلکه در آنجا به درس و مباحثه درباره مسائل مختلف نیز می پرداختند.

احداث مدرسه همسو با معارف و مبانی دینی مسجد
مرحوم برهان می گفتند: “ما باید متدین آگاه داشته باشیم که هم دین و هم دنیای خود را خوب بشناسد. باید بکوشیم افراد متدینی را تربیت کنیم که در علوم دینی یا سایر علوم جدید، دارای سواد کامل باشند.” آن هم در آن شرایطی که حاکم بوده است. ایشان با این دید مدرسه و دبیرستان برهانیه را تأسیس کردند.

مسجد و ترویج اقتصاد اسلامی
از جلوه های درخشان دیگری که از ایشان به یادگار مانده و در حقیقت منشأ یکی از تحولات بزرگ و عالی اسلامی بود، مسئله قرض-الحسنه بود که اولین صندوق قرض الحسنه توسط افرادی قوی و نیرومند که با آیت الله برهان همکاری می کردند و ارشاد ایشان راهنمای آنها بود، در مسجد لرزاده تشکیل شد. الان شعبه های بسیاری در نقاط مختلف تهران و شهرستان ها وجود دارد که دامنه آن به خارج از کشور هم کشیده شده است. قرض الحسنه از آنجا آغاز شد ولی افراد خیر قدم به قدم منابعی را برا ین اساس افزودند؛ طوری که الان، بر این قرض الحسنه ها، اقتصاد اسلامی حاکم است.

در اندیشه نیازمندان
عقد مرا آقای برهان خوانده بود؛ اما چون پول نداشتم، هنوز عروسی نگرفته بودم. شبی در مسجد از من پرسیدند: “چرا هنوز عروسی نگرفته ای؟” عرض کردم: “پول ندارم آقا!” فرمود: “نگران نباش.” بعد از نماز وقتی منبر رفتند، روی منبر حدیثی درباره تشویق مردم برای کمک کردن به نیازمندان خواندند و پس از آن به حضار فرمودند: “یکی از طلاب برای آوردن همسرش به خانه خود، پول ندارد. هرکس می تواند او را یاری کند.”همان شب با کمک های برخی از خیران مسجد لرزاده، مبالغی به دست آمد که توانستم مجلس عروسی باشکوهی برگزار کنم.

منبع: عالم ربانی،سیری در زندگانی شیخ علی اکبر برهان،

بدون نظر

پاسخی بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

با ما در تماس باشید

توجه داشته باشید که جهت ارسال پیام به بخش‌های مورد نظر همراه با ضمیمه می‌توانید از فرم تماس با ما استفاده نمائید.


پل های ارتباطی:
۰۲۵۳۲۹۱۷۹۴۸ – ۰۳۱۵۵۵۷۱۰۹۵     
masjedideas[at]gmail[dot]com     
کانال تلگرام

ارسال کردن

کاری از "اتاق ایده پردازی فام"

با شناسه کاربری خود وارد شوید

یا    

مشخصات خود را فراموش کرده اید؟