یکی از عوامل جذب نوجوانان و جوانان به مسجد، استفاده از قالب های متنوع هنری است که به صورت هنرمندانه ای زینت داده شده و بی آنکه با شأن مسجد تضادی داشته باشد، با آن هم پوشانی یافته و در جهت ارتقاء جایگاه آن می کوشد. یکی از این قالب های زیبا، تشکیل گروه های سرود است.

در آستانه ورود به دهه مبارک فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، به سراغ آقای عباس محمودی فرد، مسئول مربیان گروه سرود مسجد عبدالحمید اهواز می رویم، هنرمندی که توانسته است با اجرای برنامه های فرهنگی و هنری در مسجد و مدرسه، اندیشه برکات حضور دانش آموزان در مسجد را عملی نماید:

فعالیتم را در مسجد با کارهای هنری شروع کردم
از همان ابتدا به کارهای هنری و سرود بیشتر میل داشتم و فعالیتم با کارهای هنری شروع شد. در کنار آن زمینه های دیگری نیز کم کم ایجاد شد؛ مربی گری و سروکله زدن با بچه ها، ایجاد ارتباط بین بچه های مسجدی و دوستی آن ها و مسایل اخلاقی و رفتاری شان، روابط آنها با پدر و مادر و خانوده و..

سرود بهانه ای بود تا به این هدف برسم. سرود را جذاب می کردم تا بچه ها جذب بشوند، سپس اهدافم را پیاده می کردم. معتقدم اگر بچه ها را وارد مسجد و نماز جماعت کنیم، بسیاری از مشکلات شان به برکت نماز حل می شود و با حفاظی که خدا دور آن ها می کشد بیمه می شوند.

بچه های با استعداد را هر کجا باشند جذب می کنیم
با حدود ده مدرسه، باقریه، اسدالله زاده، علی بن ابی طالب(ع) و مدارس شاهد که هر کدام در یک ناحیه هستند، ارتباط داریم. بریای من مکان فرق نمی کند. اگر احساس کنم دانش آموزی مثلا کاریکاتوریست است و یا داراری یک هنر و استعداد خاص یا فکر اخلاقی است، هر کجا باشد او را جذب می کنم. چون مجموعه ما به او نیاز دارد، به شرط اینکه به او خط داده شود و درست هدایت بشود.

با محبت، بچه ها را نمک گیر می کنیم
برای گروه سرود حدود ۵۰ نفر انتخاب می شوند؛ ۵۰ نفر از بهترین های مدرسه، اما برای مسابقه ۲۰ نفر را می برم. خیلی از ایشان سرودخوان نیستند و از نظر صدایی به بچه ها نمی خورند. فقط اخلاق و ادب و درسشان خوب است. آن ها را هم جذب می کنم.

آن ها را توجیه می کنم. من ابتدا یک کلاس موسیقی می گذارم و به آن ها در مورد دستگاهها و رنگ صدا توضیح می دهم. چند جلسه در مسجد کلاس تمرین می گذارم. بچه ها به مسجد می آیند و کمی بازی می کنند، پینگ پنگ و فوتبال دستی. با محبت با او صحبت می کنیم و رفیق می شویم. این بچه نمک گیر می شود و اگر در گروه سرود نبود ناراحت نمی شود. چون به او شخصیت داده شده است.

از چندصدایی تا بازی با موسیقی
از زمان جنگ سرود کار می کردم. بعد در مسجد و مدرسه سرود را ادامه دادم. بحث مربی گری را هم از کلاس اول دبیرستان در اهواز آغاز کردم و در مسجد گروه سرود تشکیل دادم. درکنارش به کگروه تواشیح هم وارد شدم. با چندصدایی کردن بچه ها-یک گروه همزمان چند صدا بخواند- حس شنوایی را تقویت کردم تا صداها را بشناسم، بدون اینکه با موسیقی دستگاه کار کنم.

کار چندصدایی یا هارمونی برای نوجوانان، فنی و سخت است. این ادامه داشت تا سه سال پیش که در موسیقی و شعر با آقای هوشنگ نژاد آشنا شدم. ایشان با دید بازی که نسبت به موسیقی دارند، بسیار کمک کردند تا توانستیم در زمینه سرود موفقیت هایی کسب کنیم. خیلی از سرودهایی که در میان مردم و مساجد اجرا کردیم کار ایشان بود.

اگر این صدا خدایی باشد در دل مخاطب اثر می کند

بچه ها سرود را حفظ می کنند، حتی اگر یک ساعت مانده باشد به اجرا، به بچه ها می گویم..: “فکر نکنید یک چیز را خواندید تمام شد و در آخرت به تو پاداش می دهند. این که تو یک شعر ۱۲ خطی را به سرعت حفظ می کنی از برکت خود اهل بیت است”. به بچه ها می گویم: “صدای قشنگ ملاک نیست، اگر این صدا خدایی باشد در دل مخاطب اثر می کند. اگر من سرودی را که برای آقا امیرالمومنین(ع) می خوانم، به خاطر محمودی و کس دیگری نباشد، دیگر خودم را گم نمی کنم و بر مخاطب هم اثر می گذارد”.

در کنار سرود درس زندگی داریم
در کنار سرود کار عمده ای که انجام می دهم، آموختن درس زندگی است. هم خودم بهره می گیرم و هم بچه ها. همیشه باید اول به فکر خودمان باشیم؛ اول خودمان را به جایی برسانیم و بعد دست دیگران را بگیریم. من در سروکله زدن با نوجوانان، خودم هم استفاده می کنم. ظاهرا من مربی هستم ولی رسما آنها مربی هستند. وقتی ارتباط مودبانه بچه با پدرش را می بینم بر من هم تاثیر می گذارد و او مربی من می شود. تفاوت ما فقط در اختلاف سنی مان و تجربه من در مسائل مختلف است. من خیلی چیزها از بچه ها یاد گرفته ام.

بچه ها را به بهانه های دیگر نگه می داشتیم
این بچه ها وقتی بزرگتر می شوند، رنگ صدایشان تغییر می کند. الان با توجه به شناخت بحث هارمونی و اطلاعاتی که در مورد ترکیب صداها دارم، الحمدلله مشکل حل شده ولی قبلا اینطور نبود. در گذشته بعد از اینکه زنگ صدای بچه ها تغییر می کرد سعی می کردیم بچه ها را به بهانه دیگری نگه داریم و صرفا بحث سرود نبود، مثل کارهای کامپیوتری…و اگر زمینه اش را داشته باشند، برای مربی گری هم به آنها آموزش می دهیم.

دانش آموز دوره راهنمایی که قبلا در گروه سرود بوده، شناسایی شده و الان تدریس می کند. روی او سرمایه گذاری می کنیم و سه سال دیگر خودش یک مربی می شود که هم می تواند جذب و نگه داری کند و هم پرورش دهد.

با موتور بچه ها را تعقیب می کنم
شش نفر، از بین بچه ها ۴ نفر را انتخاب کردیم که نوجوان هستند. ما زیاد به آنها کار نداریم، چون در آزمون و خطا هستند. آن ها گروه مربیان هستند که یک مربی با آنها کار می کند. بعد از یک دوره که به آنها آموزش داده شد کم کم از بین شان انتخاب می کنیم. معیارهای مربی گری شامل خوش سیما و خوش برخورد بودن است و اینکه خود مربی یک سری مسائل را رعایت کند.

حرف گوش کردن خیلی مهم است و اینکه از در که وارد می شود، چه طور سلام می کند. وقتی بچه ها می روند خانه، من با موتور آن ها را تعقیب می کنم، ببینم چه کسی با سرو صدا می رود و چه کسی آرام. از جاهای مختلف درباره آنها اطلاعات جمع می کنم و تصمیم می گیرم که روی چه کسی سرمایه گذاری کنم.

بدون نظر

پاسخی بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

با ما در تماس باشید

توجه داشته باشید که جهت ارسال پیام به بخش‌های مورد نظر همراه با ضمیمه می‌توانید از فرم تماس با ما استفاده نمائید.


پل های ارتباطی:
۰۲۵۳۲۹۱۷۹۴۸ – ۰۳۱۵۵۵۷۱۰۹۵     
masjedideas[at]gmail[dot]com     
کانال تلگرام

ارسال کردن

کاری از "اتاق ایده پردازی فام"

با شناسه کاربری خود وارد شوید

یا    

مشخصات خود را فراموش کرده اید؟

Create Account