یکی از راههای پیوند مسجد و مدرسه تعریف برنامه های مشترک بین این دو نهاد خویشاند است. حضور مسجدی ها در مدارس محل از یک طرف و آمادگی مسجد برای میزبانی دانش آموزان و مشارکت ایشان در امور مسجد از سویی دیگر، می تواند زمینه ارتباطی مداوم و مستمر را بین این دو نهاد مقدس ایجاد نماید.

مراسم جشن تکلیف برای دانش آموزان به دلیل برخورداری از عنصر تربیت دینی، می تواند گزینه ای مهم برای ایجاد این ارتباط مقدس باشد. انتخاب یک قالب خوب و زیبا، هنرمندانه و البته کودکانه، خواهد توانست در تاثیرگذاری مراسم و البته تداوم آن موثر باشد. یکی از این قالب ها، اجرای تئاتر و انتخاب قالب طنز برای آشنایی با دین و احکام دینی است. ایده زیر که به میزبانی از مسجد امام سجاد در مشهد مقدس انجام شده است بیانگر چنین اقدام فرهنگی است:

شروعی متفاوت
روحانی مسجدمون بهم زنگ زدن و گفتن برای برگزاری مراسم جشن تکلیف، به حضور و کمکتون نیاز دارم. ما هم با سر پذیرفتیم. قرار بود از ساعت ۹ دانش آموزان توی مسجد حضور داشته باشند. ابتدا با همکاری دو نفر از فعالین مسجد و همچنین دو نفر از مادران بچه های مدرسه در مسجد حاضر شدیم و سن ویژه ای رو تدارک دیدیم.

در شروع برنامه، مجری برنامه دو نفر روحانی خوش اخلاق بودند که با آغاز جشن، یکی از آنها لباسش را عوض کرد و در ادامه با استفاده از سیستم صوت، شعر معروف عمو زنجیرباف را خواندند و بچه ها و دانش آموزان با انرژی او را همراهی می کردند. برنامه بطور رسمی با قرائت سوره عصر توسط یکی از دانش آموزان آغاز شد و سپس مجری روحانی با سلامی پر از صفا همراه با تبریک صحبتش را آغاز کرد.

آخرین خبر
در این میان، مجری دوم که آرام از پشت صحنه بیرون می آمد شروع کرد به گفتنِ :
روزنامه! روزنامه! آخرین خبر!! طاق کسری شکست و فرورریخت!!! پادشاهان جهان خوابهای آشفته دیدیند! پیامبر خدا متولد شد، رزنامه! روزنامه!! با این بیان جذاب ابتدا همه بچه ها حواسشون متمرکز شده بود و همه سراپا گوش شده بودند. در ادامه با بیانی طنز همان آقای روزنامه چی و همچنین روحانی اطلاع دادند که پیامبر اسلام متولد شد. بچه هائی که داشتند جیغ می کشیدند محو کار مجری ها بودند و گاه از شدت خنده ریسه می رفتند.

هدیه های الهی
سپس تلاش کردند هدایایی رو که خدا با تولد حضرت پیامبر(ص) فرستاده بود، به بچه ها معرفی کنند. ابتدا چهار نفر از دخترانی که به شکل فرشته ها لباس پوشیده بودند با جعبه هایی در دست به سراغ بچه ها رفتند. داخل هر جعبه یک کاغذ لوله شده بود. با روش هایی خنده دار و بامزه این لوله های کاغذی باز می شدند و می خواندند: رحمت، شکست شیطان، دین کامل، قرآن. این واژه ها داخل کاغذها نوشته شده بودند.

آموزش احکام با طعم خنده
کاغذی که واژه قرآن داشت چهار حرف (ق ر آ ن) داشت! خیلی خلاقانه برای هر حرف، یک تعریف گذاشته بودند! مثلا: ق؛ قصه های زیبای قرآن، ر، رحمت خدا، آ؛ آرامش گرفتن با تلاوت قرآن. در خلال این حرف ها بطور جالبی احکام به زبان ساده و البته طنز برای بچه ها بیان می شد. مجری روزنامه چی، با روش طنز و گفتن واژه های اشتباه، مثل ق یعنی غصه، غ یعنی قوری، بچه ها را با خود همراه می کرد تا به واژه صحیح می رسیدند. حتی احکام خاص و محرمات را با روش طنز می آموختند مثل ر یعنی رقص و احکام ویژه رقص را می گفتند.

مسابقه ایثار
از هر سمت دانش آموزانی به سصورت ۴ تائی و مجموعا ۸ نفر انتخاب شدند و مجری ها توضیح دادند جوایز مسابقه بسیار عالی هست. خوش بحال هر کی شرکت بکند در مسابقه. نهایتا با استقبال بچه ها، به جای ۴ نفر، ۶ نفر انتخاب شدند که مجموعا دو گروه یعنی ۱۲ تا شدند.

گفتن ای بابا ۱۲ تا شدید، ۴نفر باید بشینند، چند بار گفتند و هیچ کس کوتاه نیامد که بنشینند، بعد گفتند اگر ننشینید، همه را برمی گردونیم و یه تعداد دیگر را می آوریم، ۱-۲-۳-۴-۵ یکی بره ! یکی از بچه ها رفت ! به همین ترتیب ،۴ نفر رفتن ! به ۸ نفر باقی مونده گفتن اون طرف بایستید و اون ۴ نفر رو برگردوندن و گفتن : مسابقه ما مسابقه ایثار بود و این ۴ نفری که گذشت کردند، برنده هستن بهترین جایزه ها را دادند به آن ۴ نفر و مدیر مدرسه هم قول ۴ جایزه ی دیگه را داد که تو مدرسه بهشان بدهد.

بگو بخند با بچه ها
اونی که روزنامه چی بود، تقلید صدا هم می کرد، صدای بچه درمی آورد! صداشو کلفت می کرد! مداحی می کرد!

صداشو نازک می کرد! فقط موقع خداحافظی درست حرف زد فهمیدیم چه مدلی صحبت می کنه، گاهی جیغ می کشید، بپر بپر می کرد، یکی دو بار دوید .حتی یه کار خیلی جالبی انجام داد ! گفت : من همه اینا رو با یه انگشت بلند می کنم. اون آقای روحانی گفت : نمی تونی !گفت می تونم !تو روتو اونور کن !

بعد به بچه ها گفت بچه ها دیییینگ!! انگشتم که برم بالا همتون از جاتون بپرید ! نکته جالب، همکاری و هیجان بچه ها بود که وقتی این حرفو زد، همشون بلا استثناء روی دو زانو نشتن تا آماده پریدن باشند، بعد گفت انگشتم اومد پائین، بشینید! وقتی انگشتم هی به بالا اشاره کردم، بپر بپر کنید! دقیقا همه این کارها را انجام داد و خودش هم با بچه ها بپر بپر می کرد!

تشویق مسجدی
به جای صلوات و طیب الله !! و دست و جیغ و هورا !!! برای تشویق به بچه ها گفتن بگید : آ آ آفرین ، بِ بِ بهترین! سِ سِ ستاره، از آسمون می باره! سِ سِ ستاره، عجیب و غریب می باره!! سِ سِ ستاره، بپا نخوره تو سرت!!

کلی با همین عبارات و اینا بچه ها را می خندوندند! بچه ها هم همون عجیب و غریب می باره رو خوششون اومد و می گفتند این هم یک مدل تشویق جذاب و شاد مسجدی! که هم حرمت فضا حفظ شد و هم انرژی ها رو مدیریت کرد. در بین برنامه هم گاها دانش آموزان می آمدند قرآن و شعر می خواندند. هنگام خواندن شعرها، مجری روحانی تاکید می کرد در مسجد نباید دست زد و با حرکات دست اشعار را می خواندند. یک هماهنگی زیبا که جایگزین دست زدن می شد.

نوبت هدیه
بعد از آن، هدایا توسط حاج آقا دانش داده شد ! ایشون روحانی مسجد هستند که خیلی هم علاقه مند به این دست فعالیت ها هستند. به همه بچه ها جایزه دادند! یک مداد ! همراه با یک موز و یک تی تاب !

۲ نظر
  1. عرفان 2 سال پیش

    سلام خیلی ممنون
    ولی ای کاش حای این همه جملات و توصیفات فیلم این مراسم رو می گذاشتید.
    بازم ممنون

  2. حیدری 7 ماه پیش

    سلام خیلی جالب زیبا و ارزشمند بود کاش شماره میگذاشتید دعوتشون کنیم بهتر از اون توضیح با حوصله ی نویسندس
    تشکر اجرت با حضرت زهرا

پاسخی بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

با ما در تماس باشید

توجه داشته باشید که جهت ارسال پیام به بخش‌های مورد نظر همراه با ضمیمه می‌توانید از فرم تماس با ما استفاده نمائید.


پل های ارتباطی:
۰۲۵۳۲۹۱۷۹۴۸ – ۰۳۱۵۵۵۷۱۰۹۵     
masjedideas[at]gmail[dot]com     
کانال تلگرام

ارسال کردن

کاری از "اتاق ایده پردازی فام"

با شناسه کاربری خود وارد شوید

یا    

مشخصات خود را فراموش کرده اید؟

Create Account